الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

397

شرح كفاية الأصول

2 - مجاز راجح : يعنى لفظ در غير معناى حقيقى استعمال شود ، امّا نسبت به ساير مجازات ، رجحان داشته باشد ، به‌گونه‌اى كه احتمالش با احتمال معناى حقيقى يكسان شود ( چنان كه در بيان صاحب معالم گذشت ) . در اين قسم اگر قرينه بر مجاز باشد ، بر معناى مجازى حمل مىشود و در غير اين صورت ، نه بر معناى حقيقى حمل مىشود و نه بر معناى مجازى ( يعنى هيچ‌كدام بر ديگرى ترجيح ندارد ) . 3 - مجاز مشهور : يعنى لفظ در غير معناى حقيقى استعمال شود ، ولى به قدرى شيوع و رواج داشته باشد كه بيش از معناى حقيقى ، شهرت يابد ، به گونه‌اى كه معناى حقيقى مرجوح يا متروك شود . اين قسم با دو قسم قبلى تفاوت دارد به اين بيان كه : در قسم اوّل ( مجاز مرجوح ) لفظ با وجود قرينه ، بر معناى مجازى ، و بدون آن بر معناى حقيقى حمل مىشد و در قسم دوم ( مجاز راجح ) با وجود قرينه ، بر معناى مجازى حمل مىشد ، و بدون آن نه بر معناى حقيقى حمل مىشد و نه بر معناى مجازى . ولى در اين قسم ، سه قول وجود دارد : الف - مجاز مشهور بر حقيقت مقدم است ، يعنى لفظ بر معناى مجازى حمل مىشود ، اگرچه قرينه‌اى با آن نباشد . ب - معناى حقيقى مقدّم است ، به شرط اينكه قرينه بر مجاز همراه لفظ نباشد ، يعنى در اين حال لفظ بر معناى حقيقى حمل مىشود و أصالة الحقيقة جريان دارد اگرچه « مجاز مشهور » باشد . ج - لفظ ، مجمل مىشود و جاى توقّف است ، يعنى نمىتوان آن را بر معناى حقيقى يا مجازى حمل كرد . 4 - اشتراك لفظى : يعنى لفظ در غير معناى حقيقى اوليه‌اش استعمال شود ، ولى بر اثر استعمال زياد ، در معناى دوم نيز حقيقت شود ، بدون اينكه معناى اول مهجور گردد . 5 - نقل : يعنى لفظ در غير معناى حقيقى اوّلى ، استعمال شود و اين استعمال به قدرى زياد باشد كه به تدريج در اين معنى ، حقيقت شود ، به گونه‌اى كه معناى اول مهجور و به معناى دوّم منتقل گردد .